.
سه شنبه 3 ارديبهشت 1398.
امروز:

 

هیئت

 حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) الگویی برای نسل امروز 

حضرت ابوالفضل العباس (ع) در روز چهارم شعبان سال 26 ه.ق (برخی سال تولدشان را سال 24 ه.ق دانسته اند) در مدینه دیده به جهان گشود.

 

پدر بزرگوارش علی بن ابیطالب (ع) قنداقه او را در بغل گرفت و پس از خواندن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ نام او را عباس گذارد.

مادرر با فضیلتش فاطمهمعروف به (ام البنین) دختر حزام بن خالد کلابی بود.

واژه عباس از نظر لغوی به معنای بسیار ترش رو است و یا به معنای شیری که شیران دیگر از او فرار کنند.

مورخان نوشته اند علی (ع) او را به این  خاطر عباس نامید که به شجاعت ،قدرت ، صلابت و شهامت او در جنگ با دشمنان و در رویارویی با جنگجویان آگاهی داشت .

هیئت

 طاعت و بندگی

 آنچه بیشتر در چهره حضرت عباس در ذهنها به تصویر کشیده شده و زبانها گویای آن است شجاعت اوست و حال آنکه قبل از همه  چیز آن حضرت یک بنده سراپا تسلیم الهی است و تمام عظمتها و ارزشهای او زیر سایه همین بندگی و اطاعت محض الهی قرار دارد که به نمونه هایی اشاره میکنیم:

هیئت

1 بنده صالح خدا: امام صادق (ع) این لقب گران سنگ را به او داد ، چنان که در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم : « السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله ... ، سلام بر تو ای بنده صالح و فرمانبر خدا»

2 آثار سجده بر پیشانی :قرآن یکی از نشانه های بندگان مخلص خدا را آثار سجده در پیشانی آنها میداند

3 نقل قل شده که روی صورت قاتل حضرت عباس (ع) که از طایفه (بنی دارم) بود سیاه شده است . علت را از او پرسیدند ، گفت : (من مردی را که در وسط پیشانی او اثر سجده بود کشتم که نامش عباس بود)

این ویژگی عباس برای تمامی شیعیان درس بزرگی است تا بندگی خدا را در راًس همه کارهای خود قرار دهند و راز و نیاز و عبادتهای شبانه و سجده های  طولانی  را در زندگی خویش هرگز فراموش نکنند.

التماس دعا

   

حدیث

امام باقر (سلام الله علیه) : الدُّعاءُ يَرُدُّ القَضاءِ وقَد اُبرِمَ إبراماً. دعا، قضا را گر چه حتمى و قطعى شده باشد بر مى گرداند. میزان الحکمة : ج4 ص 19 ح 576

حدیث

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته؛ همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)