.
چهارشنبه 5 تير 1398.
امروز:

 شهید مهدی زین الدینچند تا از بچه ها، کنار آب جمع شده بودند ، یکیشان برای تفریح ، تیر اندازی می کرد توی آب. زین الدین سر رسید و گفت :” این تیرها بیت الماله. حرومش نکنین .”جواب داد:”به شما چه؟” وبا دست هلش داد. شهید زین الدین که رفت ، صادقی آمد و پرسید چی شده؟ بعد گفت : میدونی چه کسی را هل دادی اخوی؟ دویده بود دنبالش برای عذرخواهی که جوابش داد بود:” مهم نیس.من فقط امر به معروف کردم.گوش کردن و نکردنش با خودته.”


- چند تا از بچه ها، کنار آب جمع شده بودند ، یکیشان برای تفریح ، تیر اندازی می کرد توی آب. زین الدین سر رسید و گفت :” این تیرها بیت الماله. حرومش نکنین .”جواب داد:”به شما چه؟” وبا دست هلش داد. شهید زین الدین که رفت ، صادقی آمد و پرسید چی شده؟ بعد گفت : میدونی چه کسی را هل دادی اخوی؟ دویده بود دنبالش برای عذرخواهی که جوابش داد بود:” مهم نیس.من فقط امر به معروف کردم.گوش کردن و نکردنش با خودته.”
- سرتا سر جزیره را دود انفجار گرفته بود. چشم چشم را نمی دید.به یک سنگر رسیدیم. جلویش پر بود از آذوقه. پرسیدیم:” اینها چیه؟”  گفتند هیچ کس نمی تونه آذوقه ببره جلو. به ده متری نرسیده میزننش. شهید زین الدین پشت موتورو جعفری هم ترکش رسیدند. چندتا بسته آذوقه برداشتند و رفتند جلو. شب نشده ، دیگر چیزی باقی نمانده بود.
- نزدیک عملیات بود. می دونستم دختردار شده. یک روز دیدم پاکت نامه از جیبش زده بیرون. گفتم این چیه؟ گفت:”عکس دخترمه.”گفتم ببینمش. گفت:” خودم هنوز ندیدمش.” گفتم چرا؟گفت:” الان وقت علیاته . می ترسم مهر پدر و فرزندی کار دستم بده . باشه بعد.”
- هفت صبح ، بیسیم زدند دو نفر تو جاده بانه سردشت ، به کمین گروهکها خورده اند ، برید ببینید کی هستند و بیاوریدشان عقب . رسیدیم ، دیدیم پشت ماشین افتاده اند . به هر دوشان تیر خلاص زده بودند. اول نشناختیم. توی ماشین را که گشتیم ، کالک عملیاتی و یک سر رسید پیدا کردیم . اسم فرمانده گردانها و جزییات عملیات را توش نوشته بودند. بی سیم زدیم عقب . قضیه را گفتیم . دستور دادند باز هم بگردیم . وقتی قبض خمسش را توی داشبور ماشین پیدا کردیم ، فهمیدیم خود شهید زین الدین است.
روحشان شاد و یادشان گرامی باد

 

 

 

حدیث

حضرت علی علیه السلام اَلْخَيْرُ لا يَفْنى؛ كار خير هرگز فانى نمى شود. شرح غررالحكم: ج 1، ص 229

حدیث

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته؛ همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)